تبليغاتX
يادداشت‌های يک ديوانه
بیست و هشتم اردیبهشت 1391

235 .

دوشنبه 20 اردیبهشت - ساعت 21:55 ، آسایشگاه ، پنج دقیقه قبل از خاموشی
نیت چند نفره و فال حافظ


گر از این منزل ویران به سوی خانه روم ............. دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم
زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم ............. نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک ............. به در صومعه با بربط و پیمانه روم
آشنایان ره عشق گرم خون بخورند ............. ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم
بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار ............. چند و چند از پی کام دل دیوانه روم
گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز ............. سجده شکر کنم و از پی شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر ............. سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم


پ . ن : کمی قابل تحمل تر شده 



برچسب‌ها : سربازی , حافظ
+   نوشته شده توسط   حامد  | 

بیست و یکم اردیبهشت 1391

234 .

صدای طبل بزرگ زیر پای چپ ، صدای تکبیر ها و " مرگ بر " های هماهنگ و بلند ، اعمال مکانیکی یک عده موجود مثلا ً زنده ، کارهای غیر قابل درک ، دنیای تک رنگ ، خوشی های کوچک و گذرا و ...
لذت شنیدن صدای تـو

زندگی ِ عجیب دوران آموزشی

پ . ن : یک روز و نیم مرخصی

برچسب‌ها : سربازی , تو
+   نوشته شده توسط   حامد  | 

بیست و هشتم فروردین 1391

232 .

شماره 232 جا افتاده بود !!

از عوارض سرباز شدنه احتمالا ً !!

+   نوشته شده توسط   حامد  | 

بیست و سوم فروردین 1391

233 .

اینکه ده ، دوازده روز قبل از رفتن به سربازی ، همه قوانین تغییر کنن و تویی که فک میکردی حداکثر پنج یا شش ماه خدمت میکنی ، حالا زمان خدمتت بشه حداقل پونزده ماه ، نمیدونم اسمش رو چی میشه گذاشت ؛ بد شانسی یا سرنوشت یا ...
دارم سعی میکنم باهاش کنار بیام ، دوست دارم بدونم دیگه چیزی برای رو کردن داره یا هرچی داشته بازی کرده !

تا امروز معتقد بودم بر قوانین جهان یه جور تعادل ِ فیزیکی حاکم هستش و هر تغییری با یه تغییر عکس جبران میشه ، منتظرم ببینم اعتقادم ثابت میشه یا باید روش تجدید نظر کنم .

پ ن : فقط با فکر کردن به تو حالم بهتر میشه .


برچسب‌ها : سربازی , تو
+   نوشته شده توسط   حامد  | 

پانزدهم فروردین 1391

231 .


بالاخره منم دارم کچل میشم، دوم اردیبهشت ، ناجا 


برچسب‌ها : سربازی
+   نوشته شده توسط   حامد  | 

یکم فروردین 1391

230 .


خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم

زاد راه حرم وصل نداریم مگر
به گدایی ز در میکده زادی طلبیم

اشک آلوده ما گر چه روان است ولی
به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم

لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام
اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم

نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد
مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم

عشوه‌ای از لب شیرین تو دل خواست به جان
به شکرخنده لبت گفت مزادی طلبیم

تا بود نسخه عطری دل سودازده را
 از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد
ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم


پ . ن : فال لحظه تحویل سال



برچسب‌ها : تو , حافظ
+   نوشته شده توسط   حامد  | 

بیست و سوم اسفند 1390

229 .


تا زدم یک جرعه مِی از چشم مستت

تا گرفتم جام ِ مدهوشی زدستت
شد زمین مست ، آسمان مست ، بلبلان ِ نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست

تو زمزمه ی چنگ و عود منی
نغمه ی خفته در تار و پود منی

تو باده و جام و سبوی منی
مایه ی هستی و های و هوی منی

گرچه مست ِ مستم
نه مِی پرستم
به هردوجهان ، مست ِ عشق ِ تو هستم

تا من چشم ِ مست تو دیدم
زساغر عشقت ، دو جرعه کشیدم

شد زمین مست ، آسمان مست ، بلبلان ِ نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست



علی اصغر شاه زیدی - علی تجویدی | تصنیف جام مدهوشی - آلبوم چرخ گردون

برچسب‌ها : تو
+   نوشته شده توسط   حامد  | 

نوزدهم اسفند 1390

228 .


مست از طعم لبانت ، بی خود از عطر تنت


پ . ن : از آن مستی هایی که حالا حالا ها نمیپرد


برچسب‌ها : تو , آغوش
+   نوشته شده توسط   حامد  | 

هشتم اسفند 1390

227 .


مرکز ثقل جهانم شده ای ...


پ.ن : کاش میشد با هم بودنمون رو ذخیره کنیم برای روز مبادا


برچسب‌ها : تو
+   نوشته شده توسط   حامد  | 

دوم اسفند 1390

226 .


باید به جایی برسی که فقط با گرفتن دست بتونی بفهمی چشه


برچسب‌ها : تو
+   نوشته شده توسط   حامد  |